حسن مرسلوند
242
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
طرف انجمن دانشجويان ايران و سويس براى سخنرانى به زوريخ دعوت شد و همين امر موجب شد كه او شيفتهء كشور سويس شود . در همان سال پس از نوزده سال اقامت در آلمان ، مهاجرت كرد و به سويس رفت . در سويس ، در دهكدهء دگرسهايم كه در ايالت كانتون سن گال واقع بود ساكن شد و به كار تأليف و تحقيق و سخنرانى پرداخت . همچنين در سويس يك مكتب عرفان باطنى تأسيس كرد و خود قطب آن شد . كاظمزاده در خاطرات خود ، ماجراى تأسيس مكتب عرفان باطنى را اينطور شرح مىدهد : « از طرف ديگر برحسب خواهش بعضى خوانندگان كتب و شنوندگان كنفرانسهاى من در سال 1942 يك مكتب عرفان باطنى تأسيس كردهام كه از روى يك برنامهء مخصوص ، پيروان اين مكتب كه نام پرتوجو دارند ، هفتهاى يكبار در محفلى جمع شده درسهاى معين و سرودهاى روحانى مىخوانند و ورزشهاى بدنى مىكنند و تكاليفى را كه نوشتهاند مطالعه و مذاكره مىنمايند و نتيجهء گزارش مجلس درس را هر هفته در روى ورقهء چاپى نوشته ، براى من مىفرستند . اساس اين مكتب بر پايهء اتحاد علم و صنعت و دين گذاشته شده تا بدان وسيله جسم و جان و روان مرد باهم همطراز و همآهنگ و دمساز بشوند و زندگى انسان با قوانين ثابت عالم مادّى و طبيعت و با احكام فضيلت و حكمت خدايى توافق و تعادل پيدا كند و از فيض آسايش و ترقى و نيكبختى مادى و روحى برخوردار گردد . » كاظمزاده اشعار بسيارى نيز سروده است كه در آنها بوى عرفان ايرانى به مشام مىرسد 59 . خدمات او به فرهنگ ايران و عشق او را به ميهن خويش نمىتوان انكار كرد . سرانجام در روز يكشنبه 18 مارس 1962 ميلادى برابر با 27 اسفندماه 1340 خورشيدى در سويس درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد . آثار بهجا مانده از ايرانشهر عبارتند از : الف : كتب فارسى چاپ شده : 1 - خودآموز زبان فارسى براى ترك زبانان . 2 - هنرآموز در باب خانهدارى ، فلاحت ، عكاسى ، صنايع دستى ، طبابت و شش فصل حفظالصّحه ( ترجمه از فرانسه ) . 3 - رهبر نژاد نو .